ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
164
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) * دانش حسن بصرى در صحيفهاى به اين ضخيمى بود ، عفان با انگشتان دست خود ضخامت كتاب را نشان مىداد . عفان بن مسلم ، از شعبه ما را خبر داد كه مىگفته است * به قتاده گفتم ، حسن از چه كسى اين موضوع را نقل مىكرد كه طلاق خلع جز در حضور سلطان - حاكم - درست نيست ؟ گفت از زياد . سليمان بن حرب ، از حماد بن سلمه ، از يزيد رشك ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى سرپرستى قضا را داشته است . گويد معاذ بن معاذ ، از عمر بن ابى زائدة ما را خبر داد كه مىگفته است * نامهاى از قاضى كوفه براى اياس بن معاويه آوردم . وقتى با نامه رسيدم اياس از قضاوت بر كنار و حسن بصرى به جاى او به قضاوت گماشته شده بود . نامه را به او دادم پذيرفت و در آن باره از من دليل و گواهى نخواست . گويد سعيد بن عامر ، از همّام بن يحيى ، از قتاده ما را خبر داد كه مىگفت * حسن بصرى براى ما نقل نكرد كه كسى از شركت كنندگان در جنگ بدر او را آموزش داده باشد . گويد عبد الصمد بن عبد الوارث ، از شعبه ما را خبر داد كه مىگفت * حسن بصرى را ديدم كه براى نماز برخاست مردم بر او هجوم بردند . گفت اين مردم را از داشتن پاسبان و كسى كه آنان را از اين گونه كارها باز دارد چارهاى نيست . حسن بصرى كنار مناره كهنه و قديمى كه آخر مسجد بود مىنشست . گويد مسلم بن ابراهيم ، از ابو عقيل ما را خبر داد كه مىگفته است * انگشترى حسن را در دست چپ او ديدم . گويد عفان بن مسلم ، از معاذ بن معاذ ، از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * بر روى مهر انگشترى حسن بصرى فقط چند خط بود . گويد معن بن عيسى ، از محمد عمرو ما را خبر داد كه مىگفته است * انگشترى حسن بصرى را كه تمام آن از نقره بود در دست چپش ديدم . گويد مسلم بن ابراهيم ، از عباد بن راشد ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى را ديدم در حالى كه نعلين به پا داشت نماز مىگزارد . گويد عبد الوهاب بن عطاء ، از سعيد بن ابى عروبه ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى را ديدم كه موهاى ريش خود را با رنگ زرد خضاب مىبست .